و این داستان همچنان ادامه دارد - تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 20:32
سلام دوستاناحتمالا  تعداد زیادی نیستند که هنوز لطف دارند و میاند اینجا رو می خونند و سر می زنند. من یک مدت خوبی میشه که اینجا کم می نویسم و بیشتر توی فیسبوک می نویسم و توی اینستاگرام  (ja_azimi) هم هر چندوقت یکبار یک عکس از کتاب هام و متن های قشنگش به اشتراک میگذارم. لینک پروفایلم در فیسبوک و اینستا...
و ما باز هم متولد می شویم - تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 7:32
هرسال و در روز تولدم غمی غریب و عجیب به سراغم می آمد، گویی که باری را یک سال دیگر هم کشیده ام و به منزل هم نرساندمش. هر سال هم نحیف تر از سال گذشته و این روز خاص هم مثل زمزمه ای بود در گوشم که:«پسر! یک سال دیگه هم گذشت و هیچ غلطی نکردی، نکنه دیر بشه!» اما امسال اصلا این حس را ندارم، سبکی خاصی را حس
چه آمد پيش - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
يك ساعتي ميشه كه جلوي كتابخونه ام دارم قدم ميزنم و دنبال كتابي مي گردم كه حريف اين حالم بشه و من رو به خودش مشغول بكنه. نشد! نشد! بيشتر از هزارتا كتاب بايد باشه تو كتابخونه ام، ولي يك كتاب هم پيدا نشد. سعدي را هم كه نتوانستم بخوانم، دست اميد شستم از مابقي. آقاي عبدي هم يكدفعه اين وسط زد زير آواز: دل
اَلساعت اَلان، اَنا اِلا اَنت - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
از اهالی قاهریه مصر است و تقریبا با هم به مایکروسافت آمدیم. از همان روزهای اول هم رفیق شدیم و "یا اَخی" (داداش خودمون) صدایش میکنم. دروازه بان تیم فوتبال شرکت است و همین هم دلیل نزدیکی بیشترمان شده است. بعضی روزها نهار را با هم میخوریم و در هواخوری بعد از نهار هم همکلام همدیگر میشویم. یکی دو بار
بچه های ما - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
نوشته اند:سالها بعددختری از توعاشق پسری از من خواهد شدفقط جان بچهاتماندن را یادش بده... پایین نوشته و با حروف بزرگتری مینویسم:سالها بعددختری از توعاشق پسری از من خواهد شدبچه های مادختر و پسرمان را میگویمعاشق هم خواهند بودهمانگونه کهپدر و مادرشان |+| نوشته شده توسط ج و ا د در 14 Dec 2016 |
آمین - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
یک دعایی است که میگه: خدایا آرزوهای ما را با حکمت و سرنوشتی که برای ما نوشتی یکی کن. خیلی رندانه و زیرکانه است. آمین یا رب العالمین |+| نوشته شده توسط ج و ا د در 18 Dec 2016 |
یک بیت شعر - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
آقامون سعدی میگه:آتش عشق تو برد آب من خاک آلود بعد از این باد به گوش تو رساند خبرم
عشق سعدی نه حدیثی ست که پنهان ماند - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
شرمنده همه دوستانی که میاند و چیز جدیدی برای خوندن نمی بینند. یکذره نوشتنم نمیاد این روزها که البته نوشتن همین پست خودش خبر خوبیه که حاضر شدم همین رو هم بنویسم. ایشالله به زودی دوباره مرتیب می نویسم. عید همه شما عزیزان هم مبارک. باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد آب هر طیب که در طب
همه احمق پنداري - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
اين روزها دچار حس مبهم "همه احمق پنداري" شدم. بعد از معاشرت با خيلي ها فكر ميكنم با يك احمق طرف حساب هستم و داستان اونجايي جالب ميشه كه اكثر اون آدم ها تحصيلكرده ترين و موفق ترين درس خونده هاي ايراني هستند. كلا اين حس رو به خيلي ها، به جز بك عده محدود از دوستان نزديه، دارم.احتمالا ايراد از من باشه، ...
نهانی از همه عالم - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 7:02
می فرمایند: حجاب روی تو هم روی توست در همه حال نهانی از همه عالم ز بسکه پیدایی
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 6:15
شهریارمون میگفت:«جواتی! ما از آقامون سعدی نظربازتر و زبان باز بودن مگه داشتیم تو فارسی؟» گفتم:«نه والا! روی دستش هم نیاد»ادامه داد:«یک همچنین کسی میگه: هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم. می دونی چه میخوام بگم؟ میخوام بگم که آدم دلش میخواد مستوری بکنه، ولی نمیشه. عشق اگر ...
شبهای روشن - تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 6:15
دیشب برای بار چندم نشستم و فیلم شبهای روشن از فرزاد موتمن رو دیدم. هرچند وقت یکبار، یکی از دوستان بهم پیغام میده که جواتی حتما فیلم رو ببین. کتاب و شعر و ادبیات و کافه رفتن شخصیت اول شبیه عادت های زندگی من است، ولی خدایی من اینقدر سخت و بی احساس نیستم. فیلم خوبیه و پر از دیالوگ های قوی. ببینیدش اگر ...
آه من العشق و حالاته - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:15
ایرج میرزا یک شعر بسیار زیبا داره به نام شاه و جام که بیت آخرش اینه: عشق کند جام صبوری تهی آه من العشق و حالاته
ندارد - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 15:24
بعضي موقع ها فكر ميكنم يك تخم لعنتي پشت سرمه. لعنت يك نَفَر كه دست از سرم برنميداره. خسته ميشه آدم
نزار - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 17:44
دیشب در برنامه شبهای شعر دانشگاه استنفورد، چند شعر از "نزّار قبانی" خوانده شد. نزّار عاشقانه سراترین شاعر عرب زبانی است که من میشناسم. آنچنان شهرتی در دنیای عرب دارد که همکاران ِعربِ شعرنخوان من نیز به خوبی می شناسندش. هیچکس را هم مانند نزّار لایق شعر "از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند" نمیدانم. شفی...
خدایا پاره پاره های وجود مرا جمع کن - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 17:44
می فرمایند: گر بمانیم پاره بردوزیم جامه ای کز فراق چاک شدهگر برفتیم عذر ما بپذیر ای بسا آرزو که خاک شده
عقل سالم و بدن سالم - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:36
یک کیسه یخ به زانوی راست و یک کیسه یخ به مچ پای چپ بستم و قراره یکشنبه هم دوباره فوتبال بازی کنم. به ممدرضا میگم:«عقل سالم در بدن سالم. باید ورزش کرد داداش». ممدرضا میگه: «تا یک جایی، بدن سالم در عقل سالم است و بعدش میشه عقل سالم در بدن سالم. شما تو این مرحله اول هنوز گیر کردی و فکر نکنم ابا این عقل...
اینم از رفیق ما - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 12:36
بهش میگم رها کن این حرفها رو. میگه:«سه ماه پیش یک جایی دیدمش و از اون روز دیگه کسی به چشمم نیومد.» میگم: «داداش! کیه؟ بگو خودم برم جلو و بیارم بنشونمش بغل خودت.» میگه:«هم اسمشو میدونم، هم میدونم کیه و کلی دوست مشترک هم داریم. فقط میخوام یک جایی خودم ببینیمش که حضوری باهاش حرف بزنم» بهش میگم:«رها کن ...
سرماخوردگي خَر است - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 22:03
سرماخوردگي خَر است. آنهم وقتي كه كسي نيست تا برايت سوپي بپزد و چاي داغي بياورد. تو هم خودت را لوس كني و بگوبي: «نميتونم بخورم» و بعدش به اصرارش و با قسم دادنت به جان خودش كه تو رو جون من بخور، راضي به خوردنش بشوي. مردها همه در مريضي لوس ميشوند. حتي پسر آهنگر شهر. به اميد روزي كه هيچ مرد تنهايي مريض ...
تابستان - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 8:48
تابستون هيچوقت فصل مورد علاقه من نبود. شايد به خاطر اين بود كه مجبور بودم ديگه تمام روز كار كنم به جاي نصفه روز. هيچوقت ٣ ماه تعطيلي نداشتم و الان هم با يك هفته تعطيلي ديوونه ميشم. كاشكي اين تابستون هم زود بگذره. داره اذيتم ميكنه جدي جدي.

برچسب‌های مرتبط

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم | نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم | نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم | شبهای روشن | شبهای روشن همراه اول | شبهای روشن داستایوفسکی | آه من العشق و حالاته | k hv finhajd | نزار قباني | نزار فرنسيس